غوغای دل
چندیست دلم هوای یارم کرده
غوغای دلم سر به هوایم کرده
گویند مرا که دل جا و مکانی دارد
کو جا و مکان که یارم بی وفایی کرده
زان آتش رخساره همچون مه یار
آتش بگرفته و بی جا و مکانم کرده
از دی که دلم به خروش افتاده
تا روز دگران را همه رسوای عالم کرده
من خود نگران زسرشت دلم می گردم
ای وای دلم که چه کاری کرده
هان شاخ تکیده سخن را بس کن
وآنجا که دلت بی نام و نشانی کرده
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی ۱۳۸۸ ساعت 21:56 توسط شاخه تکیده
|