در فراق یار
در کودکیم رفتی و چشمم به راهت کردی باز آ که مرا عاشق روی ماهت کردی
همیشه دوست دارم ای زیباترینم

در کودکیم رفتی و چشمم به راهت کردی باز آ که مرا عاشق روی ماهت کردی
همیشه دوست دارم ای زیباترینم

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود و لیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ وآنجابه نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن گه سرعشق بازی ازبلبلان شنیدن
بوسیدن لبیار اول زدست مگذار کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمارصحبت کزاین دوراه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ ازیاد شاه یحیی یارب به یادش آور درویش پروریدن