وقتی رفت حاشیه درختامون طلایی بود

 

ماه تو آسمون بودو قحطی روشنایی بود

 

وقتی رفت حاشیه درختامون طلایی بود

 

وقتی رفت غبار نشست رو رویاهای اطلسی

 

دیگه هیچکسی نشد عاشق چشمای کسی 

 

وقتی رفت دریا دیگه به ماهیا نگاه نکرد

 

ماه دیگه در نیومد ستاره ادعا نکرد

 

وقتی رفت لونه هیچ پرنده ای چراغ نداشت

 

واسه درد دل دلم هیچ کسی رو سراغ نداشت

 

وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن

 

عاقلا رفتنشو دیدنو دیوونه شدن

 

همیشه عاشقتم

قلب شيرين... اولين عشق من... اثري از جودور

قدم زدن در بهشت... اثري از اوژنه اسميت